سلام
شما تا حالا چند بار تاریخ را ورق زده اید ؟ بیش از ...... بار
آیا به این مسئله فکر کرده اید که قراردادی نگین تر از گلستان ،ترکمانچای ،شیلات شمال ،جدائی گنجه ،نخجوان،ایروان و...در تاریخ ما وجود ندارد ؟همه اینها راهمان کشوری بر ضد مملکت ما منعقد کرد که امروز در مسئله انرژی هسته ای بهش اعتماد کرده ایم
آیا آزموده را آز مودن خطا نیست ؟؟؟
لطفا این را جدی نگیرید،البته اگر جدی گرفتید به من ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 11:33  توسط علی حیدر قنبری
|
وِغار های متعدد از جمله غار زینگان که در بخش صالح آباد (مهران)واقع شده است این غار پائین تر از سطح زمین می باشد و در حالی که دمای هوای منطقه به بالای ۴۰ درجه می رسد دمای داخل غار به ندرت به ۱۲ درجه می رسد .از غارهای دیگر غار خفاش است ،با آنکه داخلی ها آن رانمی شناسند هر ساله مورد بازدید پرتغالی ها قرار می گیرد .
دو شهرستان مهران ودهلران در زمان جنگ هر کدام سه بار بین نیرو های ایران وارتش دشمن دست به دست شدندو یادگاران دفاع مقدسند .
اما متاسفانه مرکز استان هنوز آب آشامیدنی سالم ندارد ،شبکه استانی اش۲۰ درصد استان را پوشش میدهد ،منطقه ۳۰۰۰۰ نفری میش خاص فاقد روشنائی معابر است ،استان فاقد گاز سراسری است (مرکز استان الان در حال لوله کشی است )،مدارس آن امکانات آموز شی ندارند ،راه های ارتباطی شهرستان های استان از مین های موجود در استان بیشتر قربانی می گیرند ووو...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 11:57  توسط علی حیدر قنبری
|
استان ایلام در غرب کشور واقع شده است .این استان ۱۹۰۸۶ کیلو متر مربع مساحت دارد وطبق آخرین تقصیمات کشوری دارای ۷ شهرستان می باشد ( ایلام *ایوان *شیروان وچرداول*مهران *دهلران * دره شهر *آبدانان)وجمعیتی بالغ بر ۵۳۰۰۰۰ نفر.مردم آن به زبان های کردی (لهجه کلهری ولکی وفیلی وگویش لری )وعربی(بخش موسیان )تکلم می کنند .این استان تنها استان صدرصد شیعه می باشد.این استان دارای آثار باستانی متعددی میباشد از جمله شهر سوخته مهر جان قذق *سیمره *ماداکتو*آتشکده های چهار طاقی *ملکشاهی و...تنگه بهرام چوبین ،قلعه های شیخ مکان ،کنجانچم ،
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 11:32  توسط علی حیدر قنبری
|
وای ازآن اسیر که از یاد باشد مانده در دام مرغی وصیاد رفته باشد
یک خاطره
اولین روزی که برای ثبت نام دانشگاه به تهران آمدم ویکسری کارهای دیگر داشتم *به هر جا که مراجعه می کردم واز من می پرسیدند که بچه کجائی ومن با افتخار می گفتم ایلام اما آنها می گفتند که ایلام کجای کشور واقع شده است ومن یاد سخن مرحوم مرتضی کرمی میافتادم که فرمود : ایلام در پایتخت غریب است .
وای چه غریب آشنائی...
ومن می خواهم که آلام ایلام ودردهای زاگرس را بر بام البرز فریاد کنم ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 16:30  توسط علی حیدر قنبری
|
در منطقه ۳۰۰۰۰ نفری میش خاص از توابع استان ایلام که متشکل از ۱۸ روستاست فقط یک دبیرستان وجود دارد که دو شیفته است یعنی یک شیفت دخترانه ویک شیفت پسرانه آن هم در فضائی خالی از امکانات با این شرایط که بعضی از بچه ها بایدمسیر ۵الی ۷ کیلومتری رابرای رسیدن به دبیرستان طی کنند. این فراموش شده ها در روز کنکور والمپیادها باید با بچه های اینترنتی بالا شهر *تجریش و... رقابت کنند . راستی چه رقابت عادلانه ای ؟
من هم تحصیلکرده همین دبیرستانم(دبیرستان امام زین العابدین) که الان در دانشکده خبر مشغول تحصیل هستم .
اینها فقط احساس است وعقل اینها رانمی فهمد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 16:17  توسط علی حیدر قنبری
|
خدایا خداوندا تو در قرآن جاویدت هزاران وعده داده اید نامردان هرگز نبینند بهشت را *ولی من نامرد مردانی را دیدم که از خون مردان برای خود کاخ ها ساخته اند پس اگر مردانگی این است ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 13:1  توسط علی حیدر قنبری
|
در زمینی که زمان کاشت تخم مرا جز خار نبود *پستی وهرزه گری وهرزه دری بهر کسی عار نبود
در زمینی که تمام مردان آن عصا از می دزدند*من در عین خوشباوری صداقت را جستجو کردم
تن من لاشه فقر است ومن زندانی زورم *کی کجا خواستم این زندگی نامردان کردندمجبورم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 12:56  توسط علی حیدر قنبری
|
در دیاری که نیست کسی یار کسی یارب ای کاش نیافتد به کسی کار کسی
گر به دستت داد چرخ روزگار تیغ بران هرچه خواهی ببر اما نبر نان کسی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 12:50  توسط علی حیدر قنبری
|
روز چهار شنبه ۲۴ اسفند به ولایت خواهم رفت اما مقصد اول من مهران است جائی که در ورودی آن نوشته است
مهران سجده گاه عاشقان با وضو وارد شوید .در این مسیر محل شهادتکشوری ها. شهید شیرودی ها .یاسین جعفری ها وهزاران شهید گمنام دیگر را باید زیارت کرد و بعد کله قندی همان جائی که۴۰۰۰ شهید به آسمان ها سفر کردند و بعد تپه۳۴۳ راستی چرا ۳۴۳ ؟ چون در آن تپه ۳۰۰ نفر از نیرو های دشمن کشته شدند و۴۳ نفر از رزمندگان اسلام به شهادت رسیدند .اما این ها فقط قطره ای از اقیانوس دلاوری های مهران است . اما بعد از آن به دره شهر (ماداکتو سابق پایتخت تابستانی ایلام باستان)می روم همان جائی که الان هم می شود زمزمه های دلنشین اوستای زرتشت را با گوش دل شنید.راستی دنیا چه کوچک است روزی پایتخت امپراتوری باشی و امروز فراموش ...
آه آه آه که عقل اینها را نمی فهمد .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 12:28  توسط علی حیدر قنبری
|
نوروز این مادر پیر ومایه غرور ایرانیان این بزرگوار دوران دیده که روزی زمزمه مغان و اوستا نوازشگر این نازنین بودندو امروز که با روح اسلام تزئین شده است پر بار وپرشورتر از گذشته خواهد بود .این عید باستانی را پیشاپیش به تمام ایرانیان مخصوصا شما دانشجویان تبریک عرض میکنم .امیدوارم سال خوشی داشته باشید.
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 16:54  توسط علی حیدر قنبری
|
ما گل خود روی گلستانیم اهل این ایل بی سرو سامانیم
ریشه ام در خاک این غربت سراست با بلوط پیر اینجا آشناست
ای پلنگ آئین چشم آهو سلام لاله دامان دالاهو سلام
دست پیش آرید تا با هم با شیم با تمام کوه ها محرم شویم
شعری از استاد عبدالجبار کاکائی
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 16:42  توسط علی حیدر قنبری
|
وقتی که از شهرمان( ایلام) میخواستم برای ثبت نام دانشگاه عازم تهران شوم وراهی ترمینال می شدم
تا بلیت تهیه کنم اما به من گفتند:که بلیت نداریم .پس به فرودگاه رفتم آنجا هم جواب منفی بود .آنگاه رفتم که بلیت قطار تهیه کنم .دیدم که ایلام قطار هم ندارد من هم پیاده به راه افتادم تا در دانشگاه ثبت نام کنم .الان که موقع برگشت است دیگر به فکر تهیه بلیت نیستم چون می خواهم همان جور که پیاده آمدم پیاده هم برمی گردم اما یادم باشد وقتی که به ایلام رسیدم کفشها راهم از پاهایم درآرم چون(این مظلوم قهرمان)ایلام همیشه سرافراز به خون شهدا متبرک است...
آیا ارتباط ما با مرکز باید این جوری باشد؟؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 16:17  توسط علی حیدر قنبری
|
ّّّّچهارشنبه بود که از اردو برگشتیم براستی که بدر وحنین و دجله وفرات در این مکان با هم جمع شده اند.
کربلای ایران همین مناطق عملیاتی است .ما که در آن زمان نبودیم که ادای دین کنیم یا بهتر بگویم لیاقت بودن در آن زمان را نداشتیم .اما الان که هستیم چقدر توانسته ایم ادامه دهنده راه شهدا باشیم واز آرمانهای آنها صیانت کنیم ؟ اکنون که وظیفه ما صیانت از خون شهدا است خونی برای عزت وسر بلندی ایران فدا شد و صیانت از این خون وظیفه مارا سنگین تر می کند ،براستی ما چقدر در ادای این دین موفق بوده ایم؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 12:36  توسط علی حیدر قنبری
|
تمام گیانگم ئیلام ئه ر هرزه وقربانت هناسم کم وفدای نتلاته گرم شیرانت
امروز شنبه ۸۵.۱۲.۱۲ است وما می خواهیم برویم اردو به مناطق عملیاتی جنوب کشور تا تجدید میثاقی باشد با شهدای ۸سال دفاع مقدس امیدوارم که این سفر به خوشی کامل تمام شود وما بتوانیم به گوشه ای از قهرمانی های شهداپی ببریم البته در حد فهم درک خودمان چون هرگز بحر در کوزه نخواهد
گنجیدوامید وارم بتوانیم ادامه دهنده راه آن عزیزانباشیم انشاالله...
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 12:6  توسط علی حیدر قنبری
|