
تمام گیانگم ایلام ئه ر هرزه وقربانت هناسم کم وفدای نلاته گرم شیرانت
نداشت ،بعدآن شکارچی که تفنگ نداشت با آن تفنگی که فشنگ نداشت ،توی آن جنگلی که درخت
نداشت ،یه گوزن شکار کرد که شاخ نداشت ،گوزن را انداخت توکیسه ای که ته نداشت.این داستان
نویسنده نداشت ،نویسنده اش قلم نداشت ،قلمش جوهر نداشت اما جوهرش رنگ داشت هر چنداین
داستان سر و ته نداشت ولی ارزش سر کار گذاشتن تو یکی را داشت.
(تمام جان من اگر ارزش فدا شدن دارد ،فدای تو باد و روحم را هم فدای صدای گرم شیرانت می کنم)
تو مرز تر له ئیرانی پناگاه کرده مالانی
(تو یک قسمت از خاک ایران هستی تو مامن مردمان کرد هستی .)
تو خوت خوته له کل زانی تو گیانم ها نوای گیانت
(تو خودت از اسرار باخبر هستی ،تو میدانی که جان من باید قبل از هر چیز در راه تو فدا شود)
شراوه زلف داری لت که شورو دوگ وهاریلت له ونه ی صوفیان رقصن د بزمه نرمه وارانت
(شکوفه های درختانت که در بهاران شکفته می شوند مثل صوفیان در زیر باران محبتت می رقصند)
اشعاری از استاد آرام در مدح محبوبش ( عروس زاگرس ،مظلوم قهرمان ایلام همیشه سرافراز)
درغروب ۸۶.۱.۱۳یعنی دو روز بعد از حادثه خبر عروجت رادر تهران شنیدم.راستی جدال آهن واستخون چه نابرابراست همچون جدال خون وشمشیر... آن شب که من آمده بودم تا ۲۶ مین بهار زندگی را بهت تبریک بگویم، ولی با حزن واندوه وصیتنامه ات را خواندم چه زیبا نوشته بودی : هو الحق
شبی عمر من سهل به پایان می رسد نوبت خاموشی من نیز فرا می رسد
ومن از فاصله۱۰۰۰ کیلو متری پیام تسلیتم را به خانوده ات در شهر دهلران می رسانم
روحت شاد ویادت گرامی
حروف والی در حال کشف شدن هستند،آخرین حروف والی کشف شده مطالب بنده هستند که نوشته می شوندولی خوانده نمی شوند.
در کنار غسالخانه مادری برای ازدست دادن تنها دخترش اشک می ریزد،چند قدم آن طرفتر دختری برای از دست دادن مادرش گریه می کند .راستی ما چقدر به همدیگر نزدیک هستیم،بیائید همدیگر رادریابیم وبرای همدیگر...
بگفتآنجا صنعت در چه کوشند؟ گفتا نکته خرند و تست فروشند
گفتا تست فروشی درادب نیست؟ گفت ازکنکوری ها این عجب نیست
بگفت عشق کنکور برتو چون است؟ گفتا ازقسط وامم فزون است
تو خرم کرده ای دشت ودمن را چمن را بوستان را یا سمن را
آغاز هفته وحدت ومصادف شدن آن بانوروز باستانی بر تمام مردم ایران مبارک باد.