تمام گیانگم ایلام ئه ر هرزه وقربانت هناسم کم وفدای نلاته گرم شیرانت
اما من در محروم ترین استان پا به عرصه وجود گذاشتم ،چون ریشه ام در خاک این غربت سراست
روز اول که وارد مدرسه شدم ،معلمانم از الفبا شروع کردند اما نه مثل همه ،اول الف را یادمان دادند
به اسم آزادی . . . تا رسید به عین یعنی عشق . . . یعنی علی . . . تا نون یعنی نه گفتن . . .
یعنی نگذاشتن . . . یعنی اعتراض . . .
بگذریم . . .
از ترم دوم۱۳۸۴ در دانشکده خبر مشغول به تحصیل هستم . . .
دانشکده من شش هفت کلاس درس دارد . . .
+++++ +++++
اما ،من استانم را ،ایلامم را دوست دارم حتی اگر محروم باشد ،حتی اگر آلوده به مین باشد. . .
دانشکده ام را دوست دارم حتی اگر شش هفت کلاس درس بیشتر نداشته باشد . . .
برنامه درسی ام را دوست دارم حتی اگر برای . . .واحد کل هفته را کلاس داشته باشم . . .
آمار(۲)و روش تحقیق را دوست دارم حتی اگر این دو درس برایم همنیاز شوند تا شاید . . .
من طبیعت را هم دوست دارم ،حتی اگر کارهایم و مطالبم به قانونش (طبیعت )بربخورد . . .
اما . . . اما . . . اما . . . اگر . . . اگر . . . اگر . . . ولی . . . ولی . . . ولی . . .