ما هیچ ، ما نگاه
هارولد لاسول:تبلیغات چی های سیاسی شبیه تبلیغاتی های مذهبی قدیم هستند
با این تفاوت که مبلغان سیاسی به چیزی که می گویند عقیده ندارند .
این نه اعتراض است نه اعتراف نه . . . نه . . .
کمتر از یک ماه بعد از نام گذاری ساختمان دانشکده خبر به نام جاوید الاثر کاظم اخوان
کسی مورد تشر قرار می گیرد که نه تنها با شهید وشهادت و جاویدالاثر
بیگانه ودشمن نیست است بلکه با این واژه های مقدس پیوند خورده .
این تشرها مرا یاد جوانی می اندازد که هم سن وسالم بود و
متولد بحبوبه جنگ با این تفاوت که متولد مناطق جنگی نبود . اما آمده بود تا
در دوکوهه از جنگ وشهید وشهادت سخن براند .
همچنین مرا یاد جوانی می اندازد که متولد ۱۳۵۵ بود و
از فرار شاه و ورود امام و تظاهرات های انقلابی مردم مثل شاهد عینی
سخن می راند و اکثر صحنه ها را به یاد می آورد .
اما اما اما
این شهادت را آفتاب مهران وچنگوله و زلالی آب کنجانچم داده اند که چناری مسلمان است.
شیعه علی است و در دیار او هم خدا وجود دارد .
ای وارثان خون شهدا
ببخشید که از واژه های نا آشنا استفاده کرده ام . واژه هائی مثل مهران و
چنگوله و کنجانچم و شیعه علی . . .
نمی دانم که چرا این واژه ها امروز نا آشنا شده اند ؟
جواب را از معلم شهیدم معلمی که همنام من و همنام مولایم است
در سخنرانی( پس از شهادت )گرفتم که می گوید :(( امروز شهیدان مرده اند و
ما مردگان زنده ایم .
شهیدان سخنشان را گفتند و ما کرها مخاطبشان هستیم
و جا دارد که دنیا بر ما بخندد.))
فریادی و دیگر هیچ زیرا . . .
