قصه های دوشنبه
این سخن زیاد به گوشتان خطور کرده است که معلمی شغل انبیاست .معلم ُ واژه ای در مقاطع گوناگون تحصیلی به شیوه خاص آن مقطع تلفظ می شود . در دوران دبستان آموزگار تلفظ می شود در دوران راهنمایی معلم . در دوران دبیرستان دبیر و در دوران دانشگاه استاد .
اما من معتقدم که معلم کسی است که علم می آموزد .اخلاق می آموزد و به طور خلاصه انسان می سازد تا جامعه ساخته شود .
امروزه در دانشگاه ها ( لااقل دانشکده محل تحصیل بنده ) احساس می کنم که دودسته افراد در دانشگاه تدریس می کنند : دسته اول آنهایی هستند که فقط تدریس می کنند و بیشتر برای پر کردن رزومه کاریشان آمده اند و من به آنها می گویم مدرس به طوری که دانشجو بعد از پایان ترم احساس می کند که اگر در کلاس این درس ها شرکت نمی کرد فرقی با شرکت کردنش در کلاس نداشت .
اما دسته دوم معلمند . به این معنی که علاوه بر تدریس کردن کلاسی که به آنها واگذار شده است به دانشجو پروری می پردازند و از نوع رفتار و تدریس شان می توان احساس کرد که برای وطن و انسانیت هزینه می کنند .
معلم خوب ( نه مدرس خوب ) دانشجوی خوب می سازد و دانشجوی خوب آینده خوبی را برای وطنش رقم خواهد زد و ازهمه مهمتر معلم خوب بوسیله مدیر خوب به دانشگاه یا مدرسه دعوت می شود .
اما بنده به عنوان یک دانشجو احساس می کنم که در مدت تحصیلم مخصوصا ترم های آخرم از تعداد معلمانم کاسته شده و بر تعداد مدرسانم افزوده شده است.
هرچند که احساس می کنم که نظراتم به عنوان یک دانشجو بی اهمیت است و این احساس را در بسیاری از همکلاسی هایم دیده ام ...
به هرحال
بسیار اتفاق افتاده است که فلان درس را بالاجبار با فلان مدرس بگذرانم و فقط به فکر اخذ نمره باشم تا کسب علم چون همانطور که از اول مشخص کردم - مدرس خوب فقط ممکن است نمره ی خوب بدهد اما معلم خوب اگر نمره اش هم به مزاج دانشجو نباشد - از لحاظ وجدانی راضی است که بر معلوماتش افزوده شده است .
دانشجو در کلاس درس مدرس عاقل است. چون هزینه فایده می کند . اما من معتقدم که دانشجو باید در کلاس درس احساس کند که بر داشته ها و معلوماتش افزوده می شود و راه آینده برایش روشنتر می شود . با این وصف اعتقادم این است که عقل هیچی نمی فهمد .
آینده مملکت چه بخواهیم و چه نخواهیم در دست همین دانشجویان است که دبستانی های دیروزند. همان هایی که امید امام انقلاب به آنهاست. این دانشجویان که سکان داران آینده مملکت هستند نیاز به معلم خوب دارند نه مدرس خوب . واین احساسات یک دانشجوی خبرنگاری دانشکده خبر است که خواهان دفاع از حقوق مشروع و قانونی صنفی اش است . همان دانشجویی که معتقد است که عقل هیچی نمی فهمد .
ای کاش که عقل اینها را می فهمید . . .
ای کاش . . .
افسوس که عقل اینه را نمی فهمد .چون . . .
